ملا شيخعلى گيلانى
11
تاريخ مازندران ( فارسى )
چون آن طبقه مكرر عصيان نمودند ، قادر كن فيكون نداى « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 1 » » درداد و به فرشتگان كه در اين دنيا بودند ، گفت « من بدل شما در زمين براى عبادت كردن خواهم آفريد » . « قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ « 2 » » ملايك گفتند « مى - آفرينى در زمين آنكه تباهى كند در او به شرك آوردن و صفت كردن تو را به صفات ناسزا و بريزد خونها به ناسزا ؟ » اين بدان گفتند كه خداى تعالى خبر داده بود ملايك را از اعمال بنى آدم ، طاعت و معصيت را « و ما تو را به پاكى ياد مى - كنيم ، به ستايش كردن بر صفات كمال و منزه دانستن از نقايص و عيب » و اين استفهام در معنى طلب خبر بود كه فرشتگان كردند از خداوند ، در آفرينش او كه بىفرمانى كند تو را در زمين به جاى ما كه فرمان برانيم ترا چه حكمت است ؟ « قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ « 3 » » مىدانم بدانچه خواهد بود از آنها آنچه ندانيد شما . پس از تكرار طغيان باقى جنيان ، خالق اشباح و الارواح قصد آفريدن آدم كرده ، جبرئيل را فرستاد كه يك قبضه خاك از زمين برگيرد و برد . زمين سوگند داد كه از اين عزيمت درگذر . زيرا كه از من شخصى خواهد آفريد كه او نافرمانى كند و من طاقت غضب سبحانى ندارم . جبرئيل ترحم نموده ، بىنيل مقصود بازگشت . ميكائيل و اسرافيل نيز متعاقب بدين امر مأمور شدند . چون ايشان را نيز سوگند داد ، به طريق جبرئيل مراجعت نمودند . آنگاه عزرائيل به انجام اين كار آمده ، هرچند سوگند داد نپذيرفت . از هر لون گل ، پارهاى برداشته ، برد . بنابر بىترحمى كه از او صدور يافت ، قبض ارواح خاكيان به دو تعلق گرفت و
--> ( 1 ) - سورة بقره ، 2 . قسمتى از آيهء : 30 . ( 2 ) - سورة بقره ، 2 . نيمى از آيهء 30 . ( 3 ) - سورة بقره 2 . قسمت آخر آيهء 30 .